Toggle stanza 1
گل ز رخساره تو بی آب است
1

گل ز رخساره تو بی آب است

مه ز نظاره تو بیتاب است

2

مژه های کژ دلاویزت

کجه های دکان قصاب است

3

با خیال تو مردم چشمم

گاه هم خانه گاه هم خواب است

4

امشبی کامدی به خانه من

شمع را می کشم که مهتاب است

5

گر گذاری ببوسم ابرویت

بهر تعظیم را که محراب است

6

ای دل خسته، غرق خون از تو

همچو هسته میان عناب است

7

غرق شد ز آشناییت خسرو

زانکش از دیده تا به لب آب است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور