غزل شمارهٔ 368
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1گل ز رخساره تو بی آب است
11
گل ز رخساره تو بی آب است
مه ز نظاره تو بیتاب است
22
مژه های کژ دلاویزت
کجه های دکان قصاب است
33
با خیال تو مردم چشمم
گاه هم خانه گاه هم خواب است
44
امشبی کامدی به خانه من
شمع را می کشم که مهتاب است
55
گر گذاری ببوسم ابرویت
بهر تعظیم را که محراب است
66
ای دل خسته، غرق خون از تو
همچو هسته میان عناب است
77
غرق شد ز آشناییت خسرو
زانکش از دیده تا به لب آب است
Sources
Persian text source: Ganjoor

