غزل شمارهٔ 375
شاعر: امیرخسرو دهلوی
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قافیہ: انیاویختهست
صنف: غزل
Toggle stanza 1دل من به جانانی آویخته ست
11
دل من به جانانی آویخته ست
چو دزدی کز ایوانی آویخته ست
22
فدا باد جانها بدان زلف کش
به هر تار مو جانی آویخته ست
33
چه زنار کفرست هر موی او
که در هر یک ایمانی آویخته ست
44
بتان را مزن سنگ، ای پارسا
به هر بت مسلمانی آویخته ست
55
غمم سهل گیرید و مسکین کسی
که در زلف جانانی آویخته ست
66
زهی دولت صید جانم که او
به فتراک سلطانی آویخته ست
77
نبینم جهان جز جگر پاره ای
به هر نوک مژگانی آویخته ست
88
خراشیده باشد دل بلبلی
که در شاخ بستانی آویخته ست
99
چو خسرو اسیر تو شد رحمتی
که دردی به درمانی آویخته ست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

