Toggle stanza 1
دل من به جانانی آویخته ست
1

دل من به جانانی آویخته ست

چو دزدی کز ایوانی آویخته ست

2

فدا باد جانها بدان زلف کش

به هر تار مو جانی آویخته ست

3

چه زنار کفرست هر موی او

که در هر یک ایمانی آویخته ست

4

بتان را مزن سنگ، ای پارسا

به هر بت مسلمانی آویخته ست

5

غمم سهل گیرید و مسکین کسی

که در زلف جانانی آویخته ست

6

زهی دولت صید جانم که او

به فتراک سلطانی آویخته ست

7

نبینم جهان جز جگر پاره ای

به هر نوک مژگانی آویخته ست

8

خراشیده باشد دل بلبلی

که در شاخ بستانی آویخته ست

9

چو خسرو اسیر تو شد رحمتی

که دردی به درمانی آویخته ست

Sources

Persian text source: Ganjoor