Toggle stanza 1
گلستان نسیم سحر یافته ست
1

گلستان نسیم سحر یافته ست

صبا غنچه را خفته دریافته ست

2

چنان خواب دیده ست نرگس به خواب

که گویی که او جام زر یافته ست

3

خبر نیست مر بلبل مست را

که از مستیش گل خبر یافته ست

4

نسیم چون مشک در خاک ریخت

مگر بوی آن خوش پسر یافته ست

5

خیال قدت سر و گم کرده بود

ولی ناگهان نیشکر یافته ست

6

چه گویم که سنگین دلش هیچ وقت

ز سوز دل من اثر یافته ست

7

به پای خیالت فرو ریخت چشم

دری کان به خون جگر یافته ست

8

بسا شب که بیدار خسرو نشست

که شام غمش را سحر یافته ست

Sources

Persian text source: Ganjoor