صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اوزان
  2. »مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
  3. »رومی / دیوان شمس

وزن کے تحت کتاب

وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں رومی کی کتاب دیوان شمس

یہ صفحہ صرف وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

271 نظمیں

نظمیں

وزنِ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) میں رومی کی کتاب دیوان شمس

  1. زندہ رود
  2. »اوزان
  3. »مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
  4. »رومی / دیوان شمس

غزل شمارهٔ 2409–که بوده است تو را دوش یار و همخوابه

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 2409

آڈیو
5 اشعار

غزل شمارهٔ 2410–مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 2410

آڈیو
6 اشعار

غزل شمارهٔ 2411–دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 2411

آڈیو
8 اشعار

غزل شمارهٔ 2412–چو مست روی توام ای حکیم فرزانه

Since I am intoxicated with your face, learned sage, gaze on me with those intoxicated eyes.

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 2412

Enآڈیو
8 اشعار

غزل شمارهٔ 2413–عجب دلی که به عشق بت است پیوسته

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 2413

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 2414–ز لقمه‌ای که بشد دیده تو را پرده

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 2414

آڈیو
7 اشعار

غزل شمارهٔ 2415–تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 2415

آڈیو
10 اشعار

غزل شمارهٔ 2416–برو برو که به بز لایق است بزغاله

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 2416

آڈیو
8 اشعار

غزل شمارهٔ 2417–خلاصه دو جهان است آن پری چهره

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 2417

آڈیو
5 اشعار

غزل شمارهٔ 3048–تو آسمان منی من زمین به حیرانی

You are my heaven, I am the earth in astonishment; every moment what things have you set growing in my heart.

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3048

En
14 اشعار

غزل شمارهٔ 3049–ربود عقل و دلم را جمال آن عربی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3049

آڈیو
17 اشعار

غزل شمارهٔ 3050–خدایگان جمال و خلاصه خوبی

The lord of beauty and quintessence of loveliness entered the soul and mind as a man will stroll in the garden at spring.

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3050

En
13 اشعار

غزل شمارهٔ 3051–به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی

Finally you have broken away and departed into the Unseen; I wonder, I wonder—by which way did you depart from the world?

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3051

En
13 اشعار

غزل شمارهٔ 3052–چه باده بود که در دور از بگه دادی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3052

18 اشعار

غزل شمارهٔ 3053–ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3053

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3054–منم که کار ندارم به غیر بی‌کاری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3054

14 اشعار

غزل شمارهٔ 3055–بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری

Come, come, for you will not find another friend like me; where indeed in both worlds is a beloved like me?

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3055

En
15 اشعار

غزل شمارهٔ 3056–خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3056

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3057–اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3057

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3058–ز بامداد درآورد دلبرم جامی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3058

14 اشعار

غزل شمارهٔ 3059–چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3059

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3060–نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3060

17 اشعار

غزل شمارهٔ 3061–اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی

If you have no beloved, why do you not seek one? And if you have attained the Beloved, why do you not rejoice?

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3061

Enآڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 3062–اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3062

آڈیو
11 اشعار

غزل شمارهٔ 3063–به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3063

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3064–ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3064

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3065–شدم به سوی چه آب همچو سقایی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3065

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3066–رسید ترکم با چهره‌های گل وردی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3066

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3067–تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3067

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3068–فرست باده جان را به رسم دلداری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3068

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3069–نگاهبان دو دیده‌ست چشم دلداری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3069

14 اشعار

غزل شمارهٔ 3070–اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3070

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3071–دلا همای وصالی بپر چرا نپری

Heart, you are the phoenix of union. Fly, why do you not fly? No one recognizes you, neither man nor peri.

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3071

En
12 اشعار

غزل شمارهٔ 3072–به من نگر که به جز من به هر کی درنگری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3072

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3073–بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3073

31 اشعار

غزل شمارهٔ 3074–مسلم آمد یار مرا دل افروزی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3074

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3075–بیا بیا که تو از نادرات ایامی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3075

آڈیو
13 اشعار

غزل شمارهٔ 3076–بلندتر شده‌ست آفتاب انسانی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3076

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3077–ایا مربی جان از صداع جان چونی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3077

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3078–ز آب تشنه گرفته‌ست خشم می‌بینی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3078

18 اشعار

غزل شمارهٔ 3079–بیامدیم دگربار سوی مولایی

We have come once again to a lord to whose knee no sea reaches.

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3079

En
14 اشعار

غزل شمارهٔ 3080–تو نور دیده جان یا دو دیده مایی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3080

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3081–تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3081

16 اشعار

غزل شمارهٔ 3082–رهید جان دوم از خودی و از هستی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3082

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3083–بیا بیا که چو آب حیات درخوردی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3083

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3084–به جان تو که بگویی وطن کجا داری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3084

15 اشعار

غزل شمارهٔ 3085–به حق آنک تو جان و جهان جانداری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3085

29 اشعار

غزل شمارهٔ 3086–شبی که دررسد از عشق پیک بیداری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3086

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3087–اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3087

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3088–حرام گشت از این پس فغان و غمخواری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3088

آڈیو
22 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  6. 6
پچھلا صفحہاگلا صفحہ