رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2413غزل شمارهٔ 2413شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ستهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعجب دلی که به عشق بت است پیوستهعجبتر این که بتش پیش او است بنشسته2نقل کریںبمال چشم دلا بهترک از این بنگرمدو به هر طرف ای دل تو نیز آهسته3نقل کریںدو کف به سوی دعا سوی بحر میرانینه گوهر تو به جیب تو است پیوسته4نقل کریںخنک کسی که ورا دست گرد جیب بودکه او لطیف و سبک روح گشت و برجسته5نقل کریںاگر چه هر طرفی بازگشت در طلبشاز آن طلب چو به خود وانگشت شد خسته6نقل کریںمیان گلبن دل جان بخسته از خاریببین دلا تو ز خاری هزار گلدسته7نقل کریںمیان دل چو برآید غبار و طبل و علمهزار سنجق هستی ببین تو بشکسته8نقل کریںبیا به شهر عدم درنگر در آن مستانببین ز خویش و هزاران چو خویش وارسته9نقل کریںنهاده هر دو قدم شاد در سرای بقاو زین بساط فنا هر دو دست خود شسته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو مست روی توام ای حکیم فرزانهبه من نگر تو بدان چشمهای مستانهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2412اگلی نظمز لقمهای که بشد دیده تو را پردهمخور تو بیش که ضایع کنی سراپردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2414آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو مست روی توام ای حکیم فرزانهبه من نگر تو بدان چشمهای مستانهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2412
اگلی نظمز لقمهای که بشد دیده تو را پردهمخور تو بیش که ضایع کنی سراپردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2414