رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2410غزل شمارهٔ 2410شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: فتهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمقام خلوت و یار و سماع و تو خفتهکه شرم بادت از آن زلفهای آشفته2نقل کریںاز این سپس منم و شب روی و حلقه یارشب دراز و تب و رازهای ناگفته3نقل کریںبرون پرده درند آن بتان و سوزانندکه لطفهای بتان در شب است بنهفته4نقل کریںبه خواب کن همه را طاق شو از این جفتانبه سوی طاق و رواقش مرو به شب جفته5نقل کریںبدانک خلوت شب بر مثال دریایی استبه قعر بحر بود درهای ناسفته6نقل کریںرخ چو کعبه نما شاه شمس تبریزیکه باشدت عوض حجهای پذرفته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکه بوده است تو را دوش یار و همخوابهکه از خوی تو پر از مشک گشت گرمابهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2409اگلی نظمدلم چو دیده و تو چون خیال در دیدهزهی مبارک و زیبا به فال در دیدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2411آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکه بوده است تو را دوش یار و همخوابهکه از خوی تو پر از مشک گشت گرمابهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2409
اگلی نظمدلم چو دیده و تو چون خیال در دیدهزهی مبارک و زیبا به فال در دیدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2411