صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »رومی / دیوان شمس

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں رومی کی کتاب دیوان شمس

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

3152 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں رومی کی کتاب دیوان شمس

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »رومی / دیوان شمس

غزل شمارهٔ 3015–جان و جهان می‌روی جان و جهان می‌بری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3015

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3016–بازرهان خلق را از سر و از سرکشی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3016

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3017–لاله ستانست از عکس تو هر شوره‌ای

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3017

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3018–ای تو ز خوبی خویش آینه را مشتری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3018

15 اشعار

غزل شمارهٔ 3019–ای که تو عشاق را همچو شکر می‌کشی

You who slay like sugar the lovers, slay my soul sweetly this moment, if you are slaying.

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3019

En
6 اشعار

غزل شمارهٔ 3020–پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3020

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3021–شیردلا صد هزار شیردلی کرده‌ای

Lion-heart, you have made a hundred thousand lion-hearts; you have outstripped the sun even in generosity.

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3021

En
7 اشعار

غزل شمارهٔ 3022–گفت مرا آن طبیب: «رَو، تُرُشی خورده‌ای»

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3022

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3023–قصر بود روح ما نی تل ویرانه‌ای

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3023

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3024–بستگی این سماع هست ز بیگانه‌ای

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3024

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3025–جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ای

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3025

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3026–خیره چرا گشته‌ای خواجه مگر عاشقی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3026

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3027–نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3027

5 اشعار

غزل شمارهٔ 3028–ای صنم گلزاری چند مرا آزاری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3028

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3029–آه که دلم برد غمزه‌های نگاری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3029

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3030–سلمک الله نیست مثل تو یاری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3030

19 اشعار

غزل شمارهٔ 3031–خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3031

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3032–از پگه ای یار زان عقار سمایی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3032

21 اشعار

غزل شمارهٔ 3033–چند دویدم سوی افندی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3033

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3034–می‌رسد ای جان باد بهاری

O soul, the breeze of spring is coming, so that you may raise your hand towards the rose garden.

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3034

En
23 اشعار

غزل شمارهٔ 3035–دوش همه شب دوش همه شب

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3035

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3036–گاه چو اشتر در وحل آیی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3036

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3037–به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3037

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3038–ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی

The Bur¯aq of the love of realities carried away my mind and heart; ask me where it took them? Thither you do not know.

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3038

En
19 اشعار

غزل شمارهٔ 3039–هزار جان مقدس هزار گوهر کانی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3039

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3040–چه آفتاب جمالی که از مجره گشادی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3040

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3041–اگر مرا تو ندانی، بپرس از شب تاری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3041

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3042–چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3042

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3043–ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3043

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3044–گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3044

17 اشعار

غزل شمارهٔ 3045–من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3045

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3046–چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3046

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3048–تو آسمان منی من زمین به حیرانی

You are my heaven, I am the earth in astonishment; every moment what things have you set growing in my heart.

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3048

En
14 اشعار

غزل شمارهٔ 3049–ربود عقل و دلم را جمال آن عربی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3049

آڈیو
17 اشعار

غزل شمارهٔ 3050–خدایگان جمال و خلاصه خوبی

The lord of beauty and quintessence of loveliness entered the soul and mind as a man will stroll in the garden at spring.

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3050

En
13 اشعار

غزل شمارهٔ 3051–به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی

Finally you have broken away and departed into the Unseen; I wonder, I wonder—by which way did you depart from the world?

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3051

En
13 اشعار

غزل شمارهٔ 3052–چه باده بود که در دور از بگه دادی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3052

18 اشعار

غزل شمارهٔ 3053–ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3053

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3054–منم که کار ندارم به غیر بی‌کاری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3054

14 اشعار

غزل شمارهٔ 3055–بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری

Come, come, for you will not find another friend like me; where indeed in both worlds is a beloved like me?

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3055

En
15 اشعار

غزل شمارهٔ 3056–خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3056

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3057–اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3057

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3058–ز بامداد درآورد دلبرم جامی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3058

14 اشعار

غزل شمارهٔ 3059–چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3059

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3060–نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3060

17 اشعار

غزل شمارهٔ 3061–اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی

If you have no beloved, why do you not seek one? And if you have attained the Beloved, why do you not rejoice?

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3061

Enآڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 3062–اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3062

آڈیو
11 اشعار

غزل شمارهٔ 3063–به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3063

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3064–ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3064

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3065–شدم به سوی چه آب همچو سقایی

رومی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ 3065

9 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 59
  6. 60
  7. 61
  8. ...
  9. 64
پچھلا صفحہاگلا صفحہ