باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 5003لطیفه ای عجب است این که لعل سیرابش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5004خوشا سری که سرگشتگی رهانندش

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5005به خون تپیدن خورشید پر مکرر شد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5006نشد ز سیلی خط چشم مست، هشیارش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5007چنین که گم شده در زلف پای تا به سرش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5008که می رهد زخم طره گرهگیرش؟

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5009مگر ز موج شراب است رشته سازش؟

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5010نمانده زنده کس از دست و تیغ چالاکش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5011توانگری که نباشد به خبر اقبالش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5012کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5013مدار چشم مروت ز خضر و احسانش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5014دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5015چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5016که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5017رسیده است به جایی لطافت بدنش

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5018جدا نمی شود از پیش لعل میگونش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5019گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5020چراغ عشق نمی گردد از لحد خاموش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5021الف قدی که منم سینه چاک بالایش

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5022گذشته است ز تعریف،قد رعنایش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5023رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5024مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5025مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیش

31 اشعار

غزل شمارهٔ 5026به احتیاط نظر کن به چشم جادویش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5027ز دل برون نرود چشم آشنا رویش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5028نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5029چمن برید به مقراض رشک، سنبل خویش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5030مکن خراش دل سنگ نیز پیشه خویش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5031نمی روم به بهشت برین زخانه خویش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5032به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5033مکن به لهو و لعب صرف نوجوانی خویش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5034با صبح روگشاده تر ازآفتاب باش

14 اشعار

غزل شمارهٔ 5035فارغ ز دار و گیر جهان خراب باش

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5036چون سرو در مقام رضا پایدار باش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5037گاهی رهین ظلمت و گه محو نور باش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5038گوهر فروز دیده بیدار خویش باش

آڈیو
13 اشعار

غزل شمارهٔ 5039گوهر فروز دیده بیدار خویش باش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5040با خلق آشتی کن و با خود به جنگ باش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5041ساقی ز میکشان خبری می گرفته باش

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5042ای دل ازان جهان خبری می گرفته باش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5043در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5044تسلیم در کشاکش اهل زمانه باش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5045غافل ز حال عاشق خونین جگر مباش

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5046غافل ز حال طوطی شیرین زبان مباش

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5047هرجا نمی خرند متاعت گران مباش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5048در محفل که راه بیابی گران مباش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5049هردل که داغدار شود از نظاره اش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5050حسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5051هر رهروی که شوق تو سازد روانه اش

16 اشعار

غزل شمارهٔ 5052گر این چنین چکد می گلرنگ ازلبش

8 اشعار