غزل شمارهٔ 5026
شاعر: صائب
Toggle stanza 1به احتیاط نظر کن به چشم جادویش
11
به احتیاط نظر کن به چشم جادویش
که در کمین رمیدن نشسته آهویش
22
گلی که از عرق شرم نیست شبنم ریز
پلی است آن طرف آب، طاق ابرویش
33
هزار صید به یک تیر می تواند کشت
فتاده بر سر هم بس که صید درکویش
44
عزیز مصر چنین یوسفی ندارد یاد
که سنگ خاره شود لعل درترازویش
55
به غنچه ای سرو کارست عندلیب مرا
که از حیا به گریبان نمی رسد بویش
66
اگر به گل قدم دیگران فرو رفته است
مرا به سنگ فرو رفته پای درکویش
77
ز رشک زلف سیاه توخورد چندان خون
که نافه هم به جوانی سفید شد مویش
88
همان ز موج صفا زنگ می برد از دل
ز خط اگر چه نشسته است گردبر رویش
99
حریف ناوک مژگان نمی شوی صائب
مکن دلیر تماشای چشم جادویش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آڈیو
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

