غزل شمارهٔ 5041

Toggle stanza 1
ساقی ز میکشان خبری می گرفته باش
1

ساقی ز میکشان خبری می گرفته باش

از خویش رفتگان خبری می گرفته باش

2

رفتیم ما ولی دل و جان ماند پیش تو

از بازماندگان خبری می گرفته باش

3

ما را کسی به جز تو درین شهر و کوی نیست

گاهی ز بیکسان خبری می گرفته باش

4

چون تیر کج به راه خطا تا به کی روی ؟

گاهی هم ازنشان خبری می گرفته باش

5

از خار خشک ما که زمین گیر گشته است

ای برق خوش عنان خبری می گرفته باش

6

هر چند پایه تو به گردون رسیده است

ای ماه از کتان خبری می گرفته باش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور