غزل شمارهٔ 5008
Toggle stanza 1که می رهد زخم طره گرهگیرش؟
11
که می رهد زخم طره گرهگیرش؟
که چشم بررخ یوسف گشوده زنجیرش
22
هزار زخم نمایان ز غمزه ای دارم
که برنیامده ازخانه کمان تیرش
33
هنوز شیوه چین جبین نمی داند
هنوز نو خط جوهر نگشته شمشیرش
44
به خوان حسن تو یعقوب اگر شود مهمان
کنی ز نعمت دیدار،چشم و دل سیرش
55
به گرد تربت مجنون که می تواند گشت؟
هنوز شمع مزارست دیده شیرش
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

