باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 4953به سرخی می زند چون مشک خط عنبرافشانش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4954به جوش آرد شراب شوق را رخسار گلگونش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 4955اگر باید درآتش رفت از رخسار گلگونش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4956شراب لعل می سازد عرق راروی گلگونش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4957اگر چه بی نیاز ست از دو عالم ناز تمکینش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4958بهار آرزو گلگل شکفت ازروی رنگینش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4959شود دیوانه آخر هر که سودایی است همراهش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4960به عاشق صید عاشق میکند قد دلارایش

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4961ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4962به مژگان بر نمی گردد نگاه از چشم گیرایش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4963به وحشت دل کجاگردد خلاص ازچشم شهلایش ؟

5 اشعار

غزل شمارهٔ 4964سهی سروی که من دارم نظر بر قد رعنایش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4965چه نسبت بانسیم مصر دارد شوخی بویش؟

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4966رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش

4 اشعار

غزل شمارهٔ 4967کجا چشم ترمن زهره دارد بنگرد سویش؟

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4968چنان افکنده است ازطاق دلها کعبه راکویش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4969ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 4970برتو دوزخ شده از کثرت عصیان آتش

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4971بس که آمیخته ناز بود رفتارش

15 اشعار

غزل شمارهٔ 4972عندلیبی که به دل هست ز غیرت خارش

6 اشعار

غزل شمارهٔ 4973در نقاب است و نظر سوز بود دیدارش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4974شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4975خواب چشم تو که ازناز بود تعبیرش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4976حرف عقبی که درین نشأه کنی تقریرش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4977آب گردد می گلرنگ ز رنگ آلش

16 اشعار

غزل شمارهٔ 4978شوختر می شود ازخواب گران، مژگانش

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4979خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش ؟

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4980دلپذیرست چنان پسته شکرشکنش

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4981کم نگردید ز خط خوبی روز افزونش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4982داغدار از عرق شرم شود نسرینش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4983ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4984دین به دنیای دنی ای دل نادان مفروش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4985لب خمیازه ما شد ز می ناب خموش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4986سرو اگر جلوه کند پیش قد رعنایش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4987سرو گلزار بهشت است قد دلجویش

4 اشعار

غزل شمارهٔ 4988دل به دنیا نگذرد خرد دوراندیش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 4989درکرم ساغر اگر هست زمینا در پیش

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4990چون برون آورم ازجیب سر خجلت خویش؟

14 اشعار

غزل شمارهٔ 4991ساده لوحی که شکایت کند از قسمت خویش

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4992نکشیدیم شبی سیمبری در بر خویش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4993رفته پایم به گل از پرتو چشم تر خویش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4994ریخت از رعشه خجلت به زمین ساغر خویش

15 اشعار

غزل شمارهٔ 4995خجلت از خرده جان می کشم از قاتل خویش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4996کرد بیهوش مرا نعره مستانه خویش

6 اشعار

غزل شمارهٔ 4997به دم چوآتش سوزان، به چهره چون زرباش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4998به نوحه خانه ایام شاد و خرم باش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 4999ز خارزار تعلق کشیده دامان باش

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 5000بپوش چشم ز عیب کسان، هنربین باش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5001زنوبهار خط یار ناامید مباش

15 اشعار

غزل شمارهٔ 5002شکستْ رنگِ مرا رنگ همچو مهتابش

7 اشعار