غزل شمارهٔ 4972

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
عندلیبی که به دل هست ز غیرت خارش
1

عندلیبی که به دل هست ز غیرت خارش

نفس صبح قیامت دمد از منقارش

2

از بهار چمن افروز چه گل خواهد چید؟

می پرستی که نباشد به گرو دستارش

3

دست از پرورش شاخ امل کوته دار

کاین نهالی است که باشد گره دل بارش

4

گلشنی را که بود دیده گلچین در پی

مژه بر هم نزند خار سر دیوارش

5

حاصل نعمت دنیا همه زرق است و فریب

این درختی است که پوچ است سراسر بارش

6

کیست امروز درین باغ بغیر از صائب ؟

عندلیبی که چکد خون دل از منقارش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور