غزل شمارهٔ 4994

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رخویش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ریخت از رعشه خجلت به زمین ساغر خویش
1

ریخت از رعشه خجلت به زمین ساغر خویش

ما و دریا چو نمودیم به هم گوهر خویش

2

بس که چون آینه ترسیده ام از دیده شور

زره زیر قبا ساخته ام جوهر خویش

3

هر که نا خوانده به هر بزم چو پروانه رود

بایدش قطع نظر کرد ز بال و پرخویش

4

از چه چون شمع زباد سخر اندیشه کنم ؟

دیده ام من که مکرر به ته پا سرخویش

5

گریه تلخ بود حاصلش ازبرگ نشاط

در بهار آن که چو گل صرف نسازد زرخویش

6

نرود پیچ و خم ازرشته جانم بیرون

تا ز تیغ تو چو جوهر نکنم بستر خویش

7

چه کند شورش دریای حوادث با من ؟

من که از موج خطر ساخته ام لنگر خویش

8

نیست ممکن چو سبو کاسه در یوزه کنم

دست خشکی که مرا هست به زیر سرخویش

9

چون خرامش به چمن تخم قیامت کارد

سرو از بیم به صد دست بگیرد سرخویش

10

پیش آن غنچه دهن حرف مرا سبز نکرد

ترم از گریه بی حاصل چشم تر خویش

11

گل نیلوفری از یاسمنش جوش زند

اگر از نگهت گل جامه کند در بر خویش

12

نیست در روی زمین جای سخن گفتن حق

مگر از دار چو منصور کنم منبر خویش

13

عجبی نیست اگر گوهر سنجیده من

بحر را مانع طوفان شود از لنگر خویش

14

گرچه چون تیر بود سیر من از زور کمان

می کشم منت پرواز زبال و پر خویش

15

نکند باد خزان رحم به مجموعه گل

من به امید چه شیرازه کنم دفتر خویش ؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…