غزل شمارهٔ 5002

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ابش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شکستْ رنگِ مرا رنگ همچو مهتابش
1

شکستْ رنگِ مرا رنگ همچو مهتابش

ربود خواب مرا نرگسِ گران‌خوابش

2

میان برهمن و بت حصار سنگ کِشد

نظرفریبی ابروی همچو محرابش

3

عقیق خون مسیحا به زیرِ لب دارد

هنوز تشنهٔ خون است لعلِ سیرابش

4

خلیل کو گل از آن روی آتشین چیند؟

کجاست خضر که بیند به عالمِ آبش؟

5

به جامه‌خانهٔ گردون نظر سیاه مکن

حذر! که گرد رخ اخگرست سنجابش

6

محیطِ عشق محال است آرمیده شود

به تیغِ موج بریدند نافِ گردابش

7

هنوز مست غرور است چشم او صائب

نکرده سبزه خط زهر در شکر خوابش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور