غزل شمارهٔ 4953
شاعر: صائب
Toggle stanza 1به سرخی می زند چون مشک خط عنبرافشانش
به سرخی می زند چون مشک خط عنبرافشانش
چه حسن نشأه خیزست این که میگون است ریحانش
نباشد دور اگر خطش طلایی درنظر آید
که طوق هاله زرین می شود ازماه تابانش
به نور دیده خود چون چراغ صبح می لرزد
سهیل شوخ چشم از پرتو سیب زنخدانش
دل عشاق چون برگ خزان برخاک می ریزد
به هر جانب که مایل می شود سرو خرامانش
عیار شوق بلبل رانمی دانم،همین دانم
که آتش زیر پا دارد گل از شوق گریبانش
به باد بی نیازی می دهد شور قیامت را
اگر بردارد از لب مهر خاموشی نمکدانش
درین بستانسرا سروی بلند آوازه می گردد
که باشد همچو صائب نغمه سنجی درگلستانش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
به سنگی چون سگان از دور خرسندم ز دربانش
سگ آن عزت کجا دارد که بنشانند بر خوانش؟
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1196
تماشایی که من دارم مقیم چشم حیرانش
هزار آیینه یک گل میدهد از طرف بستانش
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1813
جفا جویی که من دارم هوای تیر مژگانش
بود چون شبنم گل دلنشین هر زخم پیکانش
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1814
ز برق بینیازی خندهها دارد گلستانش
شکست ما تماشا کن مپرس از رنگ پیمانش
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1815
ز بس دامان ناز افشاند زلف عنبر افشانش
خط مشکین دمید آخر ز موج گرد دامانش
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1816
معلم کیست عشق و کنج خاموشی دبستانش
سبق نادانی و دانا دلم طفل سبق خوانش
جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 11 - قصیدهٔ جلاء الروح در جواب قصیدهٔ مرآت الصفا یا بحرالابرار یا قصیدهٔ شینیهٔ خاقانی
پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش
وگر برناورم فردا سر خویش از گریبانش
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1224
دلم برد آن دلارامی که در چاه زنخدانش
هزاران یوسف مصرست پیدا در گریبانش
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 196
چو تیر از دل کشم کو شربتی از لعل خندانش
که با هوش آیم و در سینه دزدم نیش پیکانش
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 411
خوشا روز و شب کلکته و عیش مقیمانش
گورنر مهر و مکناتن بهادر ماه تابانش
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 216
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

