غزل شمارهٔ 4960

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ایش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

Toggle stanza 1
به عاشق صید عاشق میکند قد دلارایش
1

به عاشق صید عاشق میکند قد دلارایش

ز طوق قمریان فتراک دارد سرو بالایش

2

ز مستی گرچه نتواند گرفتن چشم او خودرا

ندارد در گرفتن کوتهی مژگان گیرایش

3

گلستان کاسه دریوزه سازد لاله و گل را

زتاب می چو گردد شبنم افشان روی زیبایش

4

عجب دارم به فکر ما خمارآلودگان افتد

پریرویی که از لبهای میگون است صهبایش

5

نگه دارد خدا از چشم بدآن آتشین رو را

که گل درغنچه می گردد گلاب ازشرم سیمایش

6

برآرد گو در میخانه ها رامحتسب باگل

که بی می عالمی رامست دارد چشم شهلایش

7

دهان صورت دیوار راتنگ شکر سازد

درآن محفل که آید در سخن لعل شکر خایش

8

ز اقبال جنون خورشید رویی در نظر دارم

که مغز صبح رادارد پریشان جوش سودایش

9

اگر مرد ملامت نیستی از عشق دوری کن

که کوه قاف یک سنگ است ازدامان صحرایش

10

به ناخن ازرگ الماس جوی خون روان سازد

سبکدستی که ذوق کار باشد کارفرمایش

11

سپند روی او می گشت صائب خرده جانها

اگر بی پرده می گردید حسن عالم آرایش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اگر زین رنگ‌، تمکین می‌زند موج از سراپایش

خرام خویش هم مشکل تواند برد از جایش

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1824

حیا بی‌پرده نپسندید راز حسن یکتایش

پری تا فال شوخی زد عرق‌کردند مینایش

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1825

زبان فرسوده نقدی را که شد پا بسته سودایش

قیامت دارد امروزی که در یادست فردایش

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1827

سر تاراج گلشن داشت سرو فتنه بالایش

به صد عجز حنا خون بهار افتاد در پایش

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1828

ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش

همه مهرست و دلداری همه عیش است و آسایش

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1225

چون آمد جان به لب، زانگونه شد محو تماشایش

که تا صبح قیامت، بر لب از حیرت، بود جایش

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 383

ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش

پری در شیشه دارد از تذروان سروبالایش

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4961

به مژگان بر نمی گردد نگاه از چشم گیرایش

غزالان را ز وحشت باز می دارد تماشایش

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4962

به وحشت دل کجاگردد خلاص ازچشم شهلایش ؟

که آهو چشم قربانی شد ازمژگان گیرایش

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4963

سهی سروی که من دارم نظر بر قد رعنایش

دو عالم چون دو زلف عنبرین افتاده درپایش

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4964

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور