غزل شمارهٔ 4962

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ایش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

Toggle stanza 1
به مژگان بر نمی گردد نگاه از چشم گیرایش
1

به مژگان بر نمی گردد نگاه از چشم گیرایش

غزالان را ز وحشت باز می دارد تماشایش

2

نگردد خامه بی شق سخن پرداز،حیرانم

که چون آید برون حرف از به هم چسبیده لبهایش

3

نبیند گرچه سرو از سرکشیها زیرپای خود

کشد خط برزمین از سایه پیش قد رعنایش

4

به اندک فرصتی خلخال سازد طوق قمری را

به این عنوان اگر قامت کشد سرودلارایش

5

نه گستاخی است گر برگرد آن سرو روان گردم

که پیش از سایه من افتاده ام یک عمر درپایش

6

ز طفلی از دهانش گرچه بوی شیر می آید

شکر را نی به ناخن می کند لعل شکرخایش

7

کسی چون چشم خود صائب ازان رخسار بردارد؟

که مانع شد عرق رااز چکیدن روی زیبایش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اگر زین رنگ‌، تمکین می‌زند موج از سراپایش

خرام خویش هم مشکل تواند برد از جایش

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1824

حیا بی‌پرده نپسندید راز حسن یکتایش

پری تا فال شوخی زد عرق‌کردند مینایش

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1825

زبان فرسوده نقدی را که شد پا بسته سودایش

قیامت دارد امروزی که در یادست فردایش

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1827

سر تاراج گلشن داشت سرو فتنه بالایش

به صد عجز حنا خون بهار افتاد در پایش

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1828

ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش

همه مهرست و دلداری همه عیش است و آسایش

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1225

چون آمد جان به لب، زانگونه شد محو تماشایش

که تا صبح قیامت، بر لب از حیرت، بود جایش

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 383

به عاشق صید عاشق میکند قد دلارایش

ز طوق قمریان فتراک دارد سرو بالایش

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4960

ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش

پری در شیشه دارد از تذروان سروبالایش

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4961

به وحشت دل کجاگردد خلاص ازچشم شهلایش ؟

که آهو چشم قربانی شد ازمژگان گیرایش

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4963

سهی سروی که من دارم نظر بر قد رعنایش

دو عالم چون دو زلف عنبرین افتاده درپایش

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4964

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور