باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 5053صبح است ساقیا قدح خوشگوار بخش

16 اشعار

غزل شمارهٔ 5054میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5055گردون که زهر می چکد از روی شکرش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5056از خط نگشته سبز لب روح پرورش

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5057شوخی که جلوه گاه بود دیده منش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5058خوش باد سال و ماه وشب وروز میفروش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5059هرچند خط باطلم از تار و پود خویش

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5060ازآب بازی مژه اشکبار خویش

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5061درخون نشستم از نفس مشکبار خویش

آڈیو
8 اشعار

غزل شمارهٔ 5062حرف سبک نمی بردم ازقرار خویش

19 اشعار

غزل شمارهٔ 5063پیش ازخزان به خاک فشاندم بهار خویش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5064همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5065سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5066چون ماهیان زفلس مده عرض مال خویش

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5067دلدار ماست محو خط مشک‌فام خویش

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5068ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5069خود کرده ام به شکوه تراخصم جان خویش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5070از بیقراری دل اندوهگین خویش

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5071از ترک مدعاست دل من به جای خویش

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5072از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5073تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5074حسن توغافل است ز قدر و بهای خویش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5075رستم کسی بود که برآید به خوی خویش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5076سیرآب در محیط شدم ز آبروی خویش

آڈیو
7 اشعار

غزل شمارهٔ 5077از صحبت افسرده روانان به حذر باش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5078فارغ ز تمنای جهان گذران باش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5079چون غنچه نشکفته درین باغ غمین باش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5080آن لاله عذاری که منم داغ و کبابش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5081شوخی که مرا هست تمنای وصالش

4 اشعار

غزل شمارهٔ 5082شد سرمه سویدای دل از نور جمالش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5083آن کس که نشان داد برون از دو جهانش

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5084از رشته جان تاب برد موی میانش

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5085آن ترک که خون می چکد از تیغ نگاهش

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5086جز چشم توای شوخ جانهاست فدایش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5087در دل اثر از تیغ کند زخم زبان بیش

14 اشعار

غزل شمارهٔ 5088نریزد اگر آب لطف از جمالش

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5089سری را که بالین شود آستانش

14 اشعار

غزل شمارهٔ 5090سخن تانگردد چو موی میانش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5091که یابد رهایی ز دام نگاهش ؟

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5092اگر چشم کافر فتد برلقایش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5093حضوری داشتم شب با خیالش

15 اشعار

غزل شمارهٔ 5094شده است از شوق تیغ جان ستانش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5095ز موج لطف ،آن سیمین بنا گوش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5096در جهان دل مبند و اسبابش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5097هرکه بیند به چشم بیمارش

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5098می ز شرم لب می آشامش

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5099هر که خموش از شکایت است زبانش

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5100بس که زند موج نور سرو روانش

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5101برسر حرف آمده است چشم سیاهش

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5102از هر صدا نبازم چون کوه لنگر خویش

آڈیو
11 اشعار