غزل شمارهٔ 5090

شاعر: صائب

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

قافیہ: انش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
سخن تانگردد چو موی میانش
1

سخن تانگردد چو موی میانش

محال است آید برون ازدهانش

2

به مژگان دگر بازگشتن ندارد

نگاهی که افتد به سرو روانش

3

ز بس لطف، چون رشته از عقد گوهر

نمایان بود مغز ازاستخوانش

4

دل پر مرا خالی آن روز گردد

که از بوسه خالی کنم بوسه دانش

5

مجویید اسلام ازان نامسلمان

که زنار باشد ز موی میانش

6

مجرد زالفاظ گردد چو معنی

سخن تا برآید ز تنگ دهانش

7

مرا برده ازراه بیرون عزیزی

که گل یک پیاده است از کاروانش

8

منه تهمت گوشه گیری به عنقا

که از کوه قاف است سنگ نشانش

9

دل سنگ شد آب صائب زآهم

نشد نرم گردد دل پاسبانش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور