غزل شمارهٔ 5036
Toggle stanza 1چون سرو در مقام رضا پایدار باش
11
چون سرو در مقام رضا پایدار باش
آزاده ز انقلاب خزان و بهار باش
22
چون بیدلان ز سنگ ملامت متاب روی
خندان چو کبک مست درین کوهسار باش
33
پیش خسان به خاک مریز آبروی خویش
از حفظ آبرو گهر آبدار باش
44
اخفای عیب دل سیهان از سیه دلی است
در پیش زنگی آینه بی غبار باش
55
تا از نظاره گل خورشید برخوری
در باغ دهر شبنم شب زنده دار باش
66
پیرایه قبول بود در شکست نفس
بیش از گنه ز طاعت خود شرمسار باش
77
در نوش و نیش کن به حریفان موافقت
با هر که هم پیاله شدی،هم خمار باش
88
با درد صاف کن دل پرخون خویش را
خندان چو لاله با جگر داغدارباش
99
ازتند باد حادثه چین بر جبین مزن
در بحر همچو آب گهر برقرارباش
1010
خواهی یکی هزار شود نقد هستیت
در جستجوی سوختگان چون شرار باش
1111
فیض گل نچیده ز چیده است بیشتر
باخار خار قانع ازان گلعذار باش
1212
صائب مکن ز زخم زبان تلخ روی خویش
مانند گل شکفته درین خارزار باش
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

