صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »مثنوی
  3. »رومی / مثنوی معنوی

صنف کے تحت کتاب

صنفِ مثنوی میں رومی کی کتاب مثنوی معنوی

یہ صفحہ صرف صنفِ مثنوی کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

972 نظمیں

نظمیں

صنفِ مثنوی میں رومی کی کتاب مثنوی معنوی

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »مثنوی
  4. »رومی / مثنوی معنوی

بخش 64–دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزاید

How for the second time the boys made the master imagine (that he was ill), saying that their recitation of the Qur’án would increase his headache.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 64 - دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزاید

En
4 اشعار

بخش 65–خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر

How the boys escaped from school by this trick.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 65 - خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر

En
8 اشعار

بخش 66–رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد

How the mothers of the boys went to visit the sick master.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 66 - رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد

En
12 اشعار

بخش 67–در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزهٔ پای روحست

Explaining that the body is as a garment to the spirit, and that this (bodily) hand is the sleeve of the spirit's hand, and that this (bodily) foot is the shoe of the spirit's foot.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 67 - در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزهٔ پای روحست

En
4 اشعار

بخش 68–حکایت آن درویش کی در کوه خلوت کرده بود و بیان حلاوت انقطاع و خلوت و داخل شدن درین منقبت کی أَنا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَني وَ أَنیسُ مَنِ اسْتَأنَسَ بي گر با همه‌ای چو بی منی بی همه‌ای ور بی همه‌ای چو با منی با همه‌ای

Story of the dervish who had secluded himself in the mountains, with an account of the sweetness of severance (from the world) and seclusion and of entering upon this path, for (God hath said), “I am the companion of them that commemorate Me and the friend of them that take Me as their friend. If thou art with all, thou art without all when thou art without Me; And if thou art without all, thou art with all when thou art with Me.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 68 - حکایت آن درویش کی در کوه خلوت کرده بود و بیان حلاوت انقطاع و خلوت و داخل شدن درین منقبت کی أَنا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَني وَ أَنیسُ مَنِ اسْتَأنَسَ بي گر با همه‌ای چو بی منی بی همه‌ای ور بی همه‌ای چو با منی با همه‌ای

En
10 اشعار

بخش 69–دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازو

How a goldsmith discerned the end of the affair and spoke in accordance with the end to one who wished to borrow his scales.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 69 - دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازو

En
10 اشعار

بخش 70–بقیهٔ قصهٔ آن زاهد کوهی کی نذر کرده بود کی میوهٔ کوهی از درخت باز نکنم و درخت نفشانم و کسی را نگویم صریح و کنایت کی بیفشان آن خورم کی باد افکنده باشد از درخت

The rest of the Story of the ascetic of the mountain who had made a vow that he would not pluck any mountain fruit from the trees or shake the trees or tell any one to shake them, either plainly or in veiled terms, and that he would only eat what the wind might cause to fall from the trees.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 70 - بقیهٔ قصهٔ آن زاهد کوهی کی نذر کرده بود کی میوهٔ کوهی از درخت باز نکنم و درخت نفشانم و کسی را نگویم صریح و کنایت کی بیفشان آن خورم کی باد افکنده باشد از درخت

En
16 اشعار

بخش 71–تشبیه بند و دام قضا به صورت پنهان به اثر پیدا

A comparison (showing that) the bonds and snares of Destiny, though outwardly invisible, are manifest in their effects.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 71 - تشبیه بند و دام قضا به صورت پنهان به اثر پیدا

En
22 اشعار

بخش 72–مضطرب شدن فقیر نذر کرده به‌کندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت

How the dervish who had made the vow was reduced (by hunger) to plucking the pears from the tree, and how God’s chastisement came (upon him) without delay.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 72 - مضطرب شدن فقیر نذر کرده به‌کندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت

En
6 اشعار

بخش 73–متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش را

How the Shaykh was suspected of being in company with thieves and had his hand cut off.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 73 - متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش را

En
27 اشعار

بخش 74–کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دست

The miraculous gifts of Shaykh Aqta’, and how he used to weave palm-leaf baskets with both hands.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 74 - کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دست

En
16 اشعار

بخش 75–سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پا

The reason why the magicians of Pharaoh had courage to suffer the amputation of their hands and feet.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 75 - سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پا

En
25 اشعار

بخش 76–حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو می‌افتم و تو نمی‌افتی الا به نادر

How the mule complained to the camel, saying, “I am often falling on my face, while thou fallest but seldom.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 76 - حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو می‌افتم و تو نمی‌افتی الا به نادر

En
17 اشعار

بخش 77–اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلام

How by permission of God the particles of the ass of ‘Uzayr were assembled after putrefaction and recompounded before the eyes of ‘Uzayr.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 77 - اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلام

En
9 اشعار

بخش 78–جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود

How a certain Shaykh showed no grief at the death of his sons.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 78 - جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود

En
27 اشعار

بخش 79–عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان

How the Shaykh excused himself for not weeping on the death of his sons.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 79 - عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان

En
36 اشعار

بخش 80–قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت

Story of the blind old man's reading the Qur’án in front (of him) and regaining his sight when he read.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 80 - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت

En
7 اشعار

بخش 81–صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقه‌ها می‌ساخت از سوال کردن با این نیت کی صبر از سوال موجب فرج باشد

How Luqmán, when he saw David, on whom be peace, making (iron) rings, refrained from questioning him, with the intention that this act of self-control should be the cause of relief (from perplexity).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 81 - صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقه‌ها می‌ساخت از سوال کردن با این نیت کی صبر از سوال موجب فرج باشد

En
13 اشعار

بخش 82–بقیهٔ حکایت نابینا و مصحف

The remainder of the story of the blind man and his reading the Qur’án.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 82 - بقیهٔ حکایت نابینا و مصحف

En
23 اشعار

بخش 83–صفت بعضی اولیا کی راضی‌اند به‌احکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردان

Description of some saints who are content with the (Divine) ordainments and do not pray and beseech (God) to change this decree.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 83 - صفت بعضی اولیا کی راضی‌اند به‌احکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردان

En
6 اشعار

بخش 84–سؤال کردن بهلول آن درویش را

How Buhlúl questioned a certain dervish.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 84 - سؤال کردن بهلول آن درویش را

En
40 اشعار

بخش 85–قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتش

The story of Daqúqí and his miraculous gifts.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 85 - قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتش

Enآڈیو
17 اشعار

بخش 86–بازگشتن به قصهٔ دقوقی

Return to the story of Daqúqí.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 86 - بازگشتن به قصهٔ دقوقی

Enآڈیو
21 اشعار

بخش 87–سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربت

The mystery of Moses seeking Khizr, notwithstanding his perfection as a prophet and as one nigh unto God.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 87 - سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربت

Enآڈیو
11 اشعار

بخش 88–بازگشتن به قصهٔ دقوقی

Resuming the story of Daqúqí.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 88 - بازگشتن به قصهٔ دقوقی

En
12 اشعار

بخش 89–نمودن مثال هفت شمع سوی ساحل

The apparition of what seemed like seven candles in the direction of the shore.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 89 - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحل

En
6 اشعار

بخش 90–شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمع

How the seven candles became what seemed like one candle.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 90 - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمع

En
10 اشعار

بخش 91–نمودن آن شمعها در نظر هفت مرد

How those candles appeared to the eye as seven men.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 91 - نمودن آن شمعها در نظر هفت مرد

En
2 اشعار

بخش 92–باز شدن آن شمعها هفت درخت

How those candles now became seven trees.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 92 - باز شدن آن شمعها هفت درخت

En
6 اشعار

بخش 93–مخفی بودن آن درختان از چشم خلق

How those trees were invisible to the people.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 93 - مخفی بودن آن درختان از چشم خلق

En
37 اشعار

بخش 94–یک درخت شدن آن هفت درخت

How the seven trees became one.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 94 - یک درخت شدن آن هفت درخت

En
8 اشعار

بخش 95–هفت مرد شدن آن هفت درخت

How the seven trees became seven men.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 95 - هفت مرد شدن آن هفت درخت

En
30 اشعار

بخش 96–پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامت

How Daqúqí went forward to act as Imám.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 96 - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامت

En
38 اشعار

بخش 97–پیش رفتن دقوقی به امامت آن قوم

How Daqúqí went forward to lead that company (in prayer).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 97 - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قوم

En
18 اشعار

بخش 98–اقتدا کردن قوم از پس دقوقی

How the company followed the leadership of Daqúqí.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 98 - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی

En
27 اشعار

بخش 99–بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستن

Explaining that the salutation (in prayer) towards the right hand at the Resurrection indicates (the worshipper's) dread of being examined by God and (his) seeking help and intercession from the prophets.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 99 - بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستن

En
9 اشعار

بخش 100–شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن

How during the ritual prayer Daqúqí heard cries of distress from a ship that was about to sink.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 100 - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن

En
26 اشعار

بخش 101–تصورات مرد حازم

The ideas of the prudent man.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 101 - تصورات مرد حازم

En
6 اشعار

بخش 102–دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی

Daqúqí's entreaty and intercession for the deliverance of the ship.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 102 - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی

En
73 اشعار

بخش 103–انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین

How the company (of the Seven) took offence at Daqúqí's invocation and intercession, and flew away and disappeared in the Veil of the Unseen World; and how Daqúqí was bewildered (and did not know) whether they had gone into the air or on the earth.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 103 - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین

En
25 اشعار

بخش 104–باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او

Explaining further the story of him who in the time of David, on whom be peace, sought to receive (from God) lawful means of livelihood without working or taking trouble, and how his prayer was answered favourably.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 104 - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او

En
9 اشعار

بخش 105–رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام

How both the adversaries went to the prophet David, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 105 - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام

En
61 اشعار

بخش 106–شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 106 - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه

Enآڈیو
13 اشعار

بخش 107–حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو

How David, on whom be peace, gave judgement against the slayer of the cow.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 107 - حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو

Enآڈیو
7 اشعار

بخش 108–تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام

How that person earnestly appealed (to God) against the judgement of David, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 108 - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام

Enآڈیو
19 اشعار

بخش 109–در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود

How David went into seclusion in order that the truth might be made manifest.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 109 - در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود

Enآڈیو
4 اشعار

بخش 110–حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام

How David gave judgement against the owner of the cow, bidding him withdraw from the case concerning the cow; and how the owner of the cow reproached David, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 110 - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام

Enآڈیو
6 اشعار

بخش 111–حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده

How David pronounced sentence against the owner of the cow, saying, “Give him (the defendant) the whole of your property.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 111 - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده

Enآڈیو
17 اشعار

بخش 112–عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند

How David, on whom be peace, resolved to summon the people to a certain plain, in older that he might disclose the mystery and make an end of all arguments.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 112 - عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند

Enآڈیو
13 اشعار

بخش 113–گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا

How hands and feet and tongue give evidence concerning the secret of the wicked, even in this world.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 113 - گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا

Enآڈیو
17 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 7
  6. 8
  7. 9
  8. ...
  9. 20
پچھلا صفحہاگلا صفحہ