صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر سوم
  4. »بخش 104 - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او

بخش 104 - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او

Explaining further the story of him who in the time of David, on whom be peace, sought to receive (from God) lawful means of livelihood without working or taking trouble, and how his prayer was answered favourably.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

یادم آمد آن حکایت کان فقیر

روز و شب می‌کرد افغان و نفیر

The story has come into my mind how that poor man used to moan and lament day and night,

2

وز خدا می‌خواست روزی حلال

بی شکار و رنج و کسب و انتقال

And beg of God a lawful means of livelihood without pursuit and trouble and work and movement (from one place to another).

3

پیش ازین گفتیم بعضی حال او

لیک تعویق آمد و شد پنج‌تو

We have formerly related a part of what happened to him, but hindrance intervened and became fivefold.

4

هم بگوییمش کجا خواهد گریخت

چون ز ابر فضل حق حکمت بریخت

(Now) too we shall tell( the rest of) it. Whither will it (the story) flee, since wisdom has poured (on us) from the clouds of God’s bounty?

5

صاحب گاوش بدید و گفت هین

ای به‌ظلمت گاو من گشته رهین

The owner of the cow espied him and said “Hey, O you to whose unrighteousness my cow has fallen a prey,

6

هین چرا کُشتی بگو گاو مرا

ابله طرار انصاف اندر آ

Hey, tell (me) why did you kill my cow? Fool! Cutpurse! Deal fairly (with me).”

7

گفت من روزی ز حق می‌خواستم

قبله را از لابه می‌آراستم

He said, “I was begging God for daily bread and preparing a qibla (for myself) of supplication.

8

آن دعای کهنه‌ام شد مستجاب

روزی من بود کشتم نک جواب

That ancient prayer of mine was answered (by God). She (the cow) was my portion of daily bread: I killed her. Behold the answer (to your question)!”

9

او ز خشم آمد گریبانش گرفت

چند مشتی زد به رویش ناشکفت

He (the owner of the cow) came angrily and seized his collar; having lost patience, he struck him in the face with his fist several times.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون رهید آن کشتی و آمد به‌کام

شد نماز آن جماعت هم تمام

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 103 - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین

اگلی نظم

می‌کشیدش تا به داود نبی

که بیا ای ظالم گیج غبی

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 105 - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور