صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر سوم
  4. »بخش 74 - کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دست

بخش 74 - کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دست

The miraculous gifts of Shaykh Aqta’, and how he used to weave palm-leaf baskets with both hands.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

در عریش او را یکی زایر بیافت

کو به‌هر دو دست می زنبیل بافت

A visitor found him in his hut, (and saw) that he was weaving a basket with both hands.

2

گفت او را ای عدو جان خویش

در عریشم آمده سر کرده پیش

He (the Shaykh) said to him, “O enemy of thine own life, thou hast come putting thy head into my hut.

3

این چراکردی شتاب اندر سباق

گفت از افراط مهر و اشتیاق

Why hast thou made such hot haste?” He replied, “From excess of love and longing.”

4

پس تبسم کرد و گفت اکنون بیا

لیک مخفی دار این را ای کیا

Then he (the Shaykh) smiled and said, “Now come in, but keep this (thing) secret, O noble sir.

5

تا نمیرم من مگو این با کسی

نه قرینی نه حبیبی نه خسی

Till I die, do not tell this to any one, neither to a comrade nor to a beloved nor to a worthless fellow.”

6

بعد از آن قومی دگر از روزنش

مطلع گشتند بر بافیدنش

Afterwards other folk, (looking) through his window, became acquainted with his weaving.

7

گفت حکمت را تو دانی کردگار

من کنم پنهان تو کردی آشکار

He said, “O Creator, Thou knowest the wisdom (the purpose in this). I conceal (my secret), Thou hast revealed it.”

8

آمد الهامش که یک چَندی بُدند

که درین غم بر تو منکر می‌شدند

The Divine inspiration came to him: “There were a number of people who were beginning to disbelieve in thee in (consequence of) this affliction,

9

که مگر سالوس بود او در طریق

که خدا رسواش کرد اندر فریق

Saying, ‘Perchance he was a hypocrite in the Way (of God), so that God made him infamous among humankind.’

10

من نخواهم کان رمه کافر شوند

در ضلالت در گمان بد روند

I don not wish that that party should become infidels and in thinking evil (of thee) fall into perdition;

11

این کرامت را بکردیم آشکار

که دهیمت دست اندر وقت کار

(Hence) We divulged this miracle- (namely), that We give thee a hand in thy working- time-

12

تا که آن بیچارگانِ بد گمان

رد نگردند از جناب آسمان

To the end that these wretched evil-thinking men may not be turned back from the Lord of Heaven.

13

من تورا بی این کرامتها ز پیش

خود تسلی دادمی از ذات خویش

Erstwhile, indeed, without these miracles I was giving thee consolation from My Person;

14

این کرامت بهر ایشان دادمت

وین چراغ از بهر آن بنهادمت

This miracle I have given thee for their sake, and on that account have I bestowed on thee this (spiritual) lamp.

15

تو از آن بگذشته‌ای کز مرگ تن

ترسی وز تفریق اجزای بدن

Thou art past being afraid of bodily death and dismemberment of the limbs.

16

وهم تفریق سر و پا از تو رفت

دفع وهم اسپر رسیدت نیک زفت

Vain imagination concerning the dismemberment of head and foot has gone from thee: there has come to thee, for a defence against imagination, a shield exceeding strong.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بیست از دزدان بدند آنجا و بیش

بخش می‌کردند مسروقات خویش

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 73 - متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش را

اگلی نظم

ساحران را نه که فرعون لعین

کرد تهدیدِ سیاست بر زمین

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 75 - سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پا

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور