صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر سوم
  4. »بخش 66 - رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد

بخش 66 - رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد

How the mothers of the boys went to visit the sick master.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

بامدادان آمدند آن مادران

خفته استا همچو بیمار گران

At morning those mothers came; (they found) the master in bed like one who is gravely ill,

2

هم عرق کرده ز بسیاری لحاف

سر ببسته رو کشیده در سجاف

Perspiring on account of the great number of coverlets, his head bandaged and his face enveloped in the quilt.

3

آه آهی می‌کند آهسته او

جملگان گشتند هم لا حول‌گو

He was moaning softly: they too all began to cry “Lá hawl.”

4

خیر باشد اوستاد این درد سر

جان تو ما را نبودست زین خبر

They said, “Master, we hope all will be well. This headache— by thy soul, we were not aware of it.”

5

گفت من هم بی‌خبر بودم ازین

آگهم مادر غران کردند هین

He replied, “I also was not aware of it; the whoresons (the scoundrelly boys) made me aware (of it), mark you.

6

من بُدم غافل به‌شغلِ قال و قیل

بود در باطن چنین رنجی ثقیل

I did not notice (it), through being busy with discourse (teaching), (but) within (me) there was such a severe malady.”

7

چون به‌جِد مشغول باشد آدمی

او ز دید رنج خود باشد عمی

When a man is busy in earnest, he is blind to the sight of (unconscious of) his pain.

8

از زنان مصر یوسف شد سمر

که ز مشغولی بشد زیشان خبر

It has become an oft-told tale concerning the women of Joseph's Egypt that consciousness departed from them on account of their pre-occupation (with the beauty of

9

پاره پاره کرده ساعدهای خویش

روح واله که نه پس بیند نه پیش

Joseph).

10

ای بسا مرد شجاع اندر حراب

که ببرد دست یا پایش ضراب

(Hence) they cut their fore-arms to pieces: (in such a case) the spirit is distraught, so that it looks neither behind nor before.

11

او همان دست آورد در گیر و دار

بر گمان آنک هست او بر قرار

Oh, many a brave man in battle whose hand or foot is cut by blows (of the sword), And he bears that same hand into the combat, thinking that it remains firm (intact).

12

خود ببیند دست رفته در ضرر

خون ازو بسیار رفته بی‌خبر

(Afterwards) indeed he will see that his hand has been injured (and that) much blood has gone from him unawares.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سجده کردند و بگفتند ای کریم

دور بادا از تو رنجوری و بیم

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 65 - خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر

اگلی نظم

تا بدانی که تن آمد چون لباس

رو بجو لابِس، لباسی را ملیس

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 67 - در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزهٔ پای روحست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور