باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 1901هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزی

6 اشعار

غزل شمارهٔ 1902به ناز هر نفسی سوی من گذر چه کنی؟

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1903ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1904تو نیز ای بی وفا، تا کی ستم بر جان من خواهی؟

6 اشعار

غزل شمارهٔ 1905ز من برگشته ای، جانا، ندانم با که می سازی؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1906بدین صفت که تویی در زمانه، معذوری

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1907هندوی زلف را چو تو یغما چنین دهی

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1908چو لب زنی به می و در میان بگردانی

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1909گر چه به نظاره ایم، نیز نخوانی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1910ای دل، مرا به هر کو افسانه چند خواهی؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1911بدین صفت که ببستی کمر به خونخواری

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1912سزد که سجده کنند، ای برهمن عجمی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1913نشان آن دهن از من چه پرسی؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1914به یک کرشمه کزان چشم دلربا کردی

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1915به خوبی همچو مه تابنده باشی

6 اشعار

غزل شمارهٔ 1916ای که امروز به زیبایی او می نازی

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1917در تو، ای دوست به خون ریختنم داری رای

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1918فسون چشمش ار خوابم نبستی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1919دلی دارم در او دردی و داغی

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1920ای کاش مرا با تو سر و کار نبودی

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1921گر ماه تو از مشک تو آلوده نبودی

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1922امید نبود ار چه مرا یک نظر از وی

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1923من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1924صبا زلف ترا گر دم ندادی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1925زهی رویت شکفته لاله زاری

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1926بیکار دلی باشد کو را نبود دردی

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1927گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1928عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1929فراهم کرد شکل کج کلاهی

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1930مرا دل با یکی مانده ست جایی

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1931ای زلف تو هر گره گشادی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1932ای فتنه ز چشم تو نشانی

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1933گر چشم من در روی آن خورشید رخسار آمدی

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1934بهر گشاد عالمی بگشا ز زلف خود خمی

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1935ای ننهاده هیچ گه تن به رضای چون منی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1936سرو سمنبرم کجا تا به برش درآرمی؟

6 اشعار

غزل شمارهٔ 1937گر به کمند زلف تو من نه چنین اسیرمی

6 اشعار

غزل شمارهٔ 1938پیش از این من با جوانان آشنایی کردمی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1939پیش از این من کاشکی عشقت نمی ورزیدمی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1940همه شب فرو نیاید به دلم کرشمه سازی

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1941پسرا و نازنینا، به کرشمه گاه گاهی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1942به فراغ دل زمانی نظری به ماهرویی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1943من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1944در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1945بسیار باشد، ای جان، از همچو من غمینی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1946آن چشم شوخ را بین هر غمزه‌ای بلایی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1947هر شبم کآهم به عالم دم زدی

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1948من ندیدم چون تو هرگز دلبری

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1949آنکه مرا در دل است گر به کنار آمدی

6 اشعار

غزل شمارهٔ 1950یک ره بکن ز غمزه خونین اشارتی

7 اشعار