غزل شمارهٔ 1906

Toggle stanza 1
بدین صفت که تویی در زمانه، معذوری
1

بدین صفت که تویی در زمانه، معذوری

اگر به صورت زیبای خویش مغروری

2

دلم چو آینه صورت پرست شد، چه کنم؟

به هر طرف که نظر می کنم تو منظوری

3

به بلبلان برسانید تا نفس نزنید

که غنچه پای برون می نهد ز مستوری

4

مرا چو از تو اجازت به زندگانی نیست

به زیر پای تو جان می دهم به دستوری

5

ترا که شوق عزیزی نسوخت، کی دانی؟

که چیست بر دل خسرو ز داغ مهجوری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور