Toggle stanza 1
صبا زلف ترا گر دم ندادی
1

صبا زلف ترا گر دم ندادی

گره بر کار من محکم ندادی

2

ور از درد دل ما بودی آگاه

مشاطه گیسویت را خم ندادی

3

وگر در عقل گنجیدی خیالش

ورق بر دست نامحرم ندادی

4

حکیم ار عشق دانستی، خرد را

نشان سوی بنی آدم ندادی

5

وگر عاشق به دست خویش بودی

عنان دل به دست غم ندادی

6

وگر جاوید بودی ملک مقصود

سلیمان دیو را خاتم ندادی

7

صبا هم دوزخی دانست ما را

وگرنه سوز ما را دم ندادی

8

ستد جان و جوانی داد ما را

چه می کردم، اگر آن هم ندادی

9

خلاصی دیدی ار خسرو ز زلفش

گره ها را ز گریه نم ندادی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور