غزل شمارهٔ 1924
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1صبا زلف ترا گر دم ندادی
11
صبا زلف ترا گر دم ندادی
گره بر کار من محکم ندادی
22
ور از درد دل ما بودی آگاه
مشاطه گیسویت را خم ندادی
33
وگر در عقل گنجیدی خیالش
ورق بر دست نامحرم ندادی
44
حکیم ار عشق دانستی، خرد را
نشان سوی بنی آدم ندادی
55
وگر عاشق به دست خویش بودی
عنان دل به دست غم ندادی
66
وگر جاوید بودی ملک مقصود
سلیمان دیو را خاتم ندادی
77
صبا هم دوزخی دانست ما را
وگرنه سوز ما را دم ندادی
88
ستد جان و جوانی داد ما را
چه می کردم، اگر آن هم ندادی
99
خلاصی دیدی ار خسرو ز زلفش
گره ها را ز گریه نم ندادی
Sources
Persian text source: Ganjoor

