غزل شمارهٔ 1925

Toggle stanza 1
زهی رویت شکفته لاله زاری
1

زهی رویت شکفته لاله زاری

در حسن ترا گل پرده داری

2

رخت را بهتر از مه می شمارم

وزین بهتر نمی دانم شماری

3

درخت صندل آمد قامت تو

که می پیچد در او زلفت چو ماری

4

روان کردی سمند کامران را

نترسیدی که برخیزد غباری

5

به دنبالت روان شد آب چشمم

که ریزد بر سر راهت نثاری

6

چو خود رفتی به تسکین دل من

خیال خویش را بفرست باری

7

بخواهم یادگاری از تو، لیکن

خیال است اینکه بدهی یادگاری

8

دلم یک چند بود اندر پس کار

فراقت باز پیش آورد کاری

9

گلی نشکفته بختم را ز وصلت

ز غم هر موی بر تن گشت خاری

10

ز شاخ وصل چون برگی ندارم

بخواهم از جناب شاه باری

11

ز بحر نظم خسرو در نثارت

کشد هر لحظه در شاهسواری

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor