غزل شمارهٔ 2690

Toggle stanza 1
چو عشق آمد که جان با من سپاری
1
چو عشق آمد که جان با من سپاری
چرا زوتر نگویی کآری آری
2
جهان سوزید ز آتش‌های خوبان
جمال عشق و روی عشق باری
3
چو جان بیند جمال عشق گوید
شدم از دست و دست از من نداری
4
بدیدم عشق را چون برج نوری
درون برج نوری اه چه ناری
5
چو اشترمرغ جان‌ها گرد آن برج
غذاشان آتشی بس خوشگواری
6
ز دور استاده جانم در تماشا
به پیش آمد مرا خوش شهسواری
7
یکی رویی چو ماهی ماه سوزی
یکی مریخ چشمی پرخماری
8
که جان‌ها پیش روی او خیالی
جهان در پای اسب او غباری
9
همی‌رست از غبار نعل اسبش
بیابان در بیابان خوش عذاری
10
همی‌تازید عقلم اندک اندک
همی‌پرید از سر چون طیاری
11
همین دانم دگر از من مپرسید
که صد من نیست آن جا در شماری
12
من آن آبم که ریگ عشق خوردش
چه ریگی بلک بحر بی‌کناری
13
چو لاله کفته‌ای در شهر تبریز
شدم بر دست شمس الدین نگاری

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

زهی رویت شکفته لاله زاری

در حسن ترا گل پرده داری

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1925

کیم من بیدلی بی اعتباری

غریبی بی نصیبی خاکساری

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 936

برو زاهد به امیدی که داری

که دارم همچو تو امیدواری

HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 38

زمین از ترکتاز او غباری

فلک از کاروانش شیشه باری

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6964

نگارا، کی بود کامیدواری

بیابد بر در وصل تو باری؟

IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 258

تورا گر نیست با من هیچ کاری

مرا با تو بسی کار است باری

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 774

درآمد دوش دلدارم به یاری

مرا گفتا بگو تا در چه کاری

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 778

تنی پیدا کن از مشت غباری

تنی محکم تر از سنگین حصاری

Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 14

مشو نومید ازین مشت غباری

پریشان جلوهٔ ناپایداری

Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 154

اگر در مشت خاک تو نهادند

دل صد پارهٔ خونابه باری

Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 35

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor