غزل شمارهٔ 1915
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1به خوبی همچو مه تابنده باشی
11
به خوبی همچو مه تابنده باشی
به ملک دلبری پاینده باشی
22
من درویش را کشتی به غمزه
کرم کردی، الهی زنده باشی
33
جفا کم کن که فردا روز محشر
ز روی عاشقان شرمنده باشی
44
ز غمهای جهان آزاد باشم
اگر تو همنشین بنده باشی
55
جهان سوزی، اگر در غمزه آیی
شکرریزی، اگر در خنده باشی
66
به رندی و به شوخی و به صد ناز
هزاران خان و مان برکنده باشی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

