صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »جامی / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

1804 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »جامی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 762–بنمای رخ که مطلع صبح صفاست این

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 762

7 اشعار

غزل شمارهٔ 763–بیمار غمت را نفس بازپس است این

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 763

7 اشعار

غزل شمارهٔ 764–مهی از راه برآمد نه که افزون ز مه است این

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 764

7 اشعار

غزل شمارهٔ 765–هر سو مرو جولان کنان چابک سوارا بیش ازین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 765

7 اشعار

غزل شمارهٔ 766–مردم شکارا کین مجو با دوستداران بیش ازین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 766

7 اشعار

غزل شمارهٔ 767–این منم یارب ز درد عاشقی زار این چنین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 767

7 اشعار

غزل شمارهٔ 768–الله الله کیست مست باده ناز این چنین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 768

7 اشعار

غزل شمارهٔ 769–بیا جانا دل پر درد من بین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 769

5 اشعار

غزل شمارهٔ 770–قبای ناز درپوش و نیاز پادشاهان بین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 770

7 اشعار

غزل شمارهٔ 771–طره شبرنگ و جعد مشکسای خویش بین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 771

7 اشعار

غزل شمارهٔ 772–جلوه آن شوخ و جولان سمند او ببین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 772

7 اشعار

غزل شمارهٔ 773–ای به رخسار چو مه چشم و چراغ دگران

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 773

7 اشعار

غزل شمارهٔ 774–من و فکر تو چه بینم به جمال دگران

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 774

7 اشعار

غزل شمارهٔ 775–دل به جان درمانده وان جان جهان با دیگران

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 775

7 اشعار

غزل شمارهٔ 776–هر بامداد کان مه راند سواره بیرون

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 776

7 اشعار

غزل شمارهٔ 777–مرو زین چشم تر ای اشک خونین دمبدم بیرون

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 777

7 اشعار

غزل شمارهٔ 778–باز ترکش بسته آن ترک سوار آمد برون

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 778

9 اشعار

غزل شمارهٔ 779–بازم اندیشه یاری ست که گفتن نتوان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 779

7 اشعار

غزل شمارهٔ 780–یافتن پیش تو راهی نتوان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 780

7 اشعار

غزل شمارهٔ 781–ای فلک تا کی دل و جان خرابی سوختن

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 781

7 اشعار

غزل شمارهٔ 782–گرچه تنگ آمد دل از فکر محال انگیختن

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 782

7 اشعار

غزل شمارهٔ 783–ز نعل مرکب تو بر زمین نشان دیدن

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 783

7 اشعار

غزل شمارهٔ 784–مرا تا کی ز کشتن بیم کردن

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 784

7 اشعار

غزل شمارهٔ 785–برون ران ای سوار شوخ و قلب صد سپه بشکن

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 785

7 اشعار

غزل شمارهٔ 786–بیا وز لب لعل جامم بگردان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 786

7 اشعار

غزل شمارهٔ 787–شدم بهر تو خاک راه خوبان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 787

7 اشعار

غزل شمارهٔ 788–هر چند بینی عالمی صید کمند خویشتن

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 788

7 اشعار

غزل شمارهٔ 789–آمدم در دل اساس عشق محکم هم چنان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 789

7 اشعار

غزل شمارهٔ 790–چو نای بر دل من تنگ شد فضای جهان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 790

9 اشعار

غزل شمارهٔ 791–پرده ز رخ برفکن جامه جان چاک کن

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 791

7 اشعار

غزل شمارهٔ 792–مگر وزید نسیمی ز سرو سیمبر من

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 792

7 اشعار

غزل شمارهٔ 793–تو جان پاکی سر به سر نی آب و خاک ای نازنین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 793

7 اشعار

غزل شمارهٔ 794–با این جمال همدم مستان عشق شو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 794

7 اشعار

غزل شمارهٔ 795–تا خم چرخ کهن باشد و جام مه نو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 795

7 اشعار

غزل شمارهٔ 796–ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 796

7 اشعار

غزل شمارهٔ 797–یشهد الله اینما یبدو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 797

7 اشعار

غزل شمارهٔ 798–شبی چون مه نمودی روی نیکو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 798

7 اشعار

غزل شمارهٔ 799–ز هر سو بدانند و رویت نکو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 799

7 اشعار

غزل شمارهٔ 800–دلا کام از لبش با چشم تر جو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 800

7 اشعار

غزل شمارهٔ 801–گر سرم خاک گشت بر در تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 801

7 اشعار

غزل شمارهٔ 802–چون نیست بخت آنکه من یک دم شوم همراز تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 802

7 اشعار

غزل شمارهٔ 803–زینسان که خو گرفت دلم با وصال تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 803

7 اشعار

غزل شمارهٔ 804–شاه خوبانی و ترکان خطا هندوی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 804

7 اشعار

غزل شمارهٔ 805–روی برتابی ز من هرگه که بینم سوی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 805

7 اشعار

غزل شمارهٔ 806–چون به مسجد بینمت ای قبله من روی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 806

7 اشعار

غزل شمارهٔ 807–من کیستم که چشم گشایم به روی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 807

7 اشعار

غزل شمارهٔ 808–گر به خطا کنم نگه یک سر مو به روی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 808

7 اشعار

غزل شمارهٔ 809–داری به جان من کمین ای من کمین هندوی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 809

7 اشعار

غزل شمارهٔ 810–ای دل و دیده هر دو خانه تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 810

7 اشعار

غزل شمارهٔ 811–تو آن مهی که برد خجلت آفتاب از تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 811

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 31
  6. 32
  7. 33
  8. ...
  9. 37
پچھلا صفحہاگلا صفحہ