یشهد الله اینما یبدو
انه لا اله الا هو
هست در ذره ای به وحدت خویش
پیش عارف گواه وحدت او
نیست با هیچ یک از اشیا ضد
می نماید به صورت همه رو
فهو ناج کما هو المنجی
و هو راج کما هو المرجو
گر تویی جمله در فضای وجود
هم خود انصاف ده بگو حق کو
در همه اوست پش چشم شهود
چیست پندار هستی من و تو
پاک کن جامی از غبار دویی
لوح خاطر که حق یکی ست نه دو
زمین
چون نهاد او پهند را نیکو
قید شد در پهند او آهو
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 23
کدیهای میکنم سبک بشنو
خبر عشق میدهم بگرو
رومیدیوان شمسمستدرکاتتکه 1
هر که با من بدست و با تو نکو
دل منه بر وفای صحبت او
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 61
حسن از خط شود قوی بازو
یار نوخط خوش است و …ـو
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 496
فارسی متن کا ماخذ: گنجور