شاعر: رومی
کدیهای میکنم سبک بشنو
خبر عشق میدهم بگرو
نفسی با خودم قرینی ده
که به میزان نهند با زر، جُو
تو نوی بخش و بندهٔ تو کهن
کهنم را به یک نظر کن نو
پیشهٔ کیمیا خود این باشد
که مس تیره را ببخشد ضو
کرمت را بگوی تا بدهد
درخور شام بنده روغن عو
ای دل آن شاه سوی بیسویی است
خلق هر سو دوند تو کم دو
فکر مردم به هر سوی گرو است
تو به «لاحول» فکر را کن خو
بیسوی عالمی است بس عالی
شش جهت وادییست بس درگو
کار امروز را مگو فردا
تا نه حسرت خوری نه گویی «لو»
چشمکت میزند رقیب غیور
چشم ازو بر مگیر لاتطغو
شمس تبریز خضر عین یقین
وارهان خلق را ز عینالسو
زمین
یشهد الله اینما یبدو
انه لا اله الا هو
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 797
چون نهاد او پهند را نیکو
قید شد در پهند او آهو
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 23
هر که با من بدست و با تو نکو
دل منه بر وفای صحبت او
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 61
حسن از خط شود قوی بازو
یار نوخط خوش است و …ـو
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 496
فارسی متن کا ماخذ: گنجور