شاعر: نظیری نیشابوری
حسن از خط شود قوی بازو
یار نوخط خوش است و …ـو
از نظر خط حجاب بردارد
گرچه از خط نقاب سازد رو
مرشدت به جوان که این مثل است
تیر بهتر که پیر در پهلو
هرکه خواهد کند به کعبه نماز
من و محراب آن خم ابرو
موسی و طور، ما و کوچه یار
هرکسی در رهی کند تک و پو
گردن از زلف عرش پر زنار
چهره از خال مصر پر جادو
مشهد غمزه زایرش گفتار
کعبه چهره حاجبش هندو
قد برافراخته چو شعله نار
مغ آتش پرست هر سو مو
در همه شهر کافرستانی
کس ندیدست چون سر آن کو
ملک و مال و خرد «نظیری » را
همه یک سو و عشق او یک سو
زمین
یشهد الله اینما یبدو
انه لا اله الا هو
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 797
چون نهاد او پهند را نیکو
قید شد در پهند او آهو
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 23
کدیهای میکنم سبک بشنو
خبر عشق میدهم بگرو
رومیدیوان شمسمستدرکاتتکه 1
هر که با من بدست و با تو نکو
دل منه بر وفای صحبت او
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 61
فارسی متن کا ماخذ: گنجور