باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 1951دستی به جام باده حمرایم آرزوست
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1952تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1953جام شراب مرهم دلهای خسته است
14 اشعار
غزل شمارهٔ 1954باد بهار مرهم دلهای خسته است
آڈیو
9 اشعارغزل شمارهٔ 1955این خار غم که در دل بلبل نشسته است
15 اشعار
غزل شمارهٔ 1956پیری اگر چه بال و پرم را شکسته است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1957عیش دل شکسته به آزار بسته است
12 اشعار
غزل شمارهٔ 1958از رفتن تو باغ پریشان نشسته است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1959آن کس که تاج را به فریدون گذاشته است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1960یک دل هزار زخم نمایان نداشته است
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1961عارف به اختیار خود از سر گذشته است
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1962بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1963بر طفل اشک خون جگر دست یافته است
16 اشعار
غزل شمارهٔ 1964این گردباد نیست که بالا گرفته است
15 اشعار
غزل شمارهٔ 1965آتش به مغزم از می احمر گرفته است
13 اشعار
غزل شمارهٔ 1966زلفش به هر دو دست عنانم گرفته است
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1967چشم قدح به جلوه مینای باده است
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1968نقش و نگار دشمن دلهای ساده است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1969تا چشم من به گوشه عزلت فتاده است
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1970دل از هوس به زلف دو تا اوفتاده است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1971عشقم هنوز جای به گلخن نداده است
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1972روی شکفته شاهد جان فسرده است
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1973دل را ز کینه هر که سبکبار کرده است
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1974شیرین تبسمی که مرا راه دین زده است
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1975تا زلف او به باد صبا آشنا شده است
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1976از خاکمال دام، پرم توتیا شده است
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1977از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است
12 اشعار
غزل شمارهٔ 1978خال تو ریشه در شکرستان دوانده است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1979دود دلی ز ابر گهربار مانده است
12 اشعار
غزل شمارهٔ 1980با داغ عشق، شعله غیرت نمانده است
20 اشعار
غزل شمارهٔ 1981امروز قدر نکته موزون نمانده است
4 اشعار
غزل شمارهٔ 1982زاهد ز سبحه در پی تسخیر بوده است
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1983شرم گناه رهبر توفیق بوده است
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1984شیرازه طرب خط پیمانه بوده است
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1985هر کس بیاض گردن او را ندیده است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1986لعلت به خنده پرده گل را دریده است
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1987تا دست من به گردن مینا رسیده است
14 اشعار
غزل شمارهٔ 1988تا سینه ام به داغ محبت رسیده است
12 اشعار
غزل شمارهٔ 1989نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1990دل از حریم سینه به مژگان رسیده است
13 اشعار
غزل شمارهٔ 1991چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1992خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1993آب حیات ما ز شراب شبانه است
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1994ما را ز عشق درد و غم بیکرانه است
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1995تا در ترددست نفس، جان روانه است
17 اشعار
غزل شمارهٔ 1996ابر بهار گلشن رخسار، آینه است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1997با عارض تو چهره شدن کار آینه است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1998جوهر غبار دیده حیران آینه است
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1999غم را اگر برون ندهد سینه آینه است
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2000هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای است
6 اشعار

