Toggle stanza 1
بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است
1

بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است

بر زخم های تازه کی از بو گذشته است؟

2

امروز هیچ فاخته کوکو نمی زند

گویا به باغ آن قد دلجو گذشته است

3

اوقات من به اشک ندامت شده است صرف

چون سرو، عمر من به لب جو گذشته است

4

صد پرده شوختر بود از چشم خال تو

این نافه در دویدن از آهو گذشته است

5

ظلمی که بر تو رفت ز کوتاه دیدگان

بر ماه مصر کی ز ترازو گذشته است؟

6

از سردی زمانه نهال امید ما

مانند نخل موم ز نیرو گذشته است

7

از ما سراغ منزل آسودگی مجو

چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است

8

صائب گذشته است ز افلاک آه من

هر گاه در دل آن قد دلجو گذشته است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور