غزل شمارهٔ 1962
Toggle stanza 1بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است
11
بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است
بر زخم های تازه کی از بو گذشته است؟
22
امروز هیچ فاخته کوکو نمی زند
گویا به باغ آن قد دلجو گذشته است
33
اوقات من به اشک ندامت شده است صرف
چون سرو، عمر من به لب جو گذشته است
44
صد پرده شوختر بود از چشم خال تو
این نافه در دویدن از آهو گذشته است
55
ظلمی که بر تو رفت ز کوتاه دیدگان
بر ماه مصر کی ز ترازو گذشته است؟
66
از سردی زمانه نهال امید ما
مانند نخل موم ز نیرو گذشته است
77
از ما سراغ منزل آسودگی مجو
چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است
88
صائب گذشته است ز افلاک آه من
هر گاه در دل آن قد دلجو گذشته است
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

