Toggle stanza 1
نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
1

نور شکوه حق ز مقابل رسیده است

وقت شکست آینه دل رسیده است

2

آب ستاده آینه زنگ بسته است

بیچاره رهروی که به منزل رسیده است

3

با جذبه محیط همان در کشاکش است

هر چند موج بر لب ساحل رسیده است

4

ما را به عیب لاغری از صیدگه مران

کز تار سبحه فیض به صد دل رسیده است

5

تا شعله می زند به میان دامن سفر

صد کاروان شرار به منزل رسیده است

6

تا گوهر وجود ترا نقش بسته است

جان محیط بر لب ساحل رسیده است

7

صد پیرهن عرق گل خورشید کرده است

تا میوه وجود تو کامل رسیده است

8

این خوش غزل ز فیض سعیدای نقشبند

صائب ز بحر دل به انامل رسیده است

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…