Toggle stanza 1
از رفتن تو باغ پریشان نشسته است
1

از رفتن تو باغ پریشان نشسته است

گل در کمین چاک گریبان نشسته است

2

دامن کشیدن از کف عشاق سهل نیست

یوسف ازین گناه به زندان نشسته است

3

در روزگار کشتی عاشق شکست ما

دریا به خواب رفته و طوفان نشسته است

4

شوریده ای کجاست قدم در میان نهد؟

شد مدتی که شور بیابان نشسته است

5

در راه خاکساری ما چوب منع نیست

این گرد بر بساط سلیمان نشسته است

6

شد مدتی که داغ سیه روزگار ما

در انتظار صبح نمکدان نشسته است

7

از حال دل مپرس که با اهل عقل چیست

دیوانه ای میانه طفلان نشسته است

8

تا آمده است سینه صائب به جوش فکر

از جوش، بحر قلزم و عمان نشسته است

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…