غزل شمارهٔ 1993

Toggle stanza 1
آب حیات ما ز شراب شبانه است
1

آب حیات ما ز شراب شبانه است

عیش مدام، زندگی جاودانه است

2

عاشق کجا به فکر سرانجام خانه است؟

پروانه را همین بال و پر آشیانه است

3

بر گوهرست دیده غواص از صدف

ما را غرض ز دیر و حرم آن یگانه است

4

چون کاروان ریگ روان عمر خاکیان

هر چند ایستاده نماید روانه است

5

سد سکندرش سپر کاغذین بود

بیچاره ای که تیر فضا را نشانه است

6

این کوره ای که چرخ ستمکار تافته است

بر سنگ جای رحم درین شیشه خانه است

7

عشاق را لب از طمع بوسه بسته است

از بس دهان تنگ تو شیرین بهانه است

8

روشنگر وجود بود گرمی طلب

چون خار و خس رسید به آتش زبانه است

9

صائب ز هر سخن که به آن تر زبان شوند

جز گفتگوی عشق سراسر فسانه است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور