غزل شمارهٔ 1966
Toggle stanza 1زلفش به هر دو دست عنانم گرفته است
11
زلفش به هر دو دست عنانم گرفته است
ابروی او به پشت کمانم گرفته است
22
من چون هدف نمی روم از جای خویشتن
پیکان او عبث به زبانم گرفته است
33
چون از میان خلق نگیرم کناره ای؟
فکر کنار او به میانم گرفته است
44
آتش چگونه دست و گریبان شود به خار؟
عشق ستیزه خوی، چنانم گرفته است
55
صائب چو ابر گریه اگر می کنم رواست
آتش چو برق در رگ جانم گرفته است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

