باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 1901خشتی مرا ز کوی تو در زیر بس است

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1902رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1903صبح امید من نفس سرد من بس است

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1904زلف کج تو سلسله جنبان آتش است

17 اشعار

غزل شمارهٔ 1905باغ و بهار چشم پر آب من آتش است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1906با قرب یار رشته جان در کشاکش است

17 اشعار

غزل شمارهٔ 1907از پیر گوشه گیری وسیر از جوان خوش است

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1908نقشم به باد داد، نگار اینچنین خوش است

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1909ای دل تصور کمر یار نازک است

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1910ترک خودی مراد ز قطع مراحل است

15 اشعار

غزل شمارهٔ 1911روی تو برق خرمن آسایش دل است

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1912آب حیات شبنم آن روی چون گل است

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1913شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1914کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1915نقد نشاط در دل گنجینه خم است

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1916عرش بلند مرتبه بنیان آدم است

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1917ای روح، سیر عالم امکان چه لازم است؟

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1918در زیر تیغ یار که سرها در او گم است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1919هر چند چشم مست تو هشیار عالم است

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1920هر نقش دلکشی که بر ایوان عالم است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1921آیینه را توجه خاطر به گلخن است

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1922احوال دل ز دیده خونبار روشن است

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1923راز نهان ز سینه در انداز جستن است

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1924آسودگی به کنج قناعت نشستن است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1925آسودگی به گوشه عزلت نشستن است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1926روشنگر وجود به راه اوفتادن است

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1927مرگ سبکروان ، طلب آرمیدن است

آڈیو
11 اشعار

غزل شمارهٔ 1928از سینه صافی دل بی کینه روشن است

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1929نقش حصیر نیست که بر پیکر من است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1930از خون چو داغ لاله حصار دل من است

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1931چشم اثر به گریه مستانه من است

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1932این کوه غم که در دل دیوانه من است

21 اشعار

غزل شمارهٔ 1933دریا سواد سینه بی کینه من است

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1934طومار زلف شرح پریشانی من است

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1935آن روی آتشین که جگرها کباب اوست

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1936در هر دلی که ریشه کند پیچ و تاب عشق

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1937ماری است نی که مهره دل بیقرار اوست

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1938سرچشمه حیات لب می چکان اوست

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1939شاهنشهی است عشق که دل جلوه گاه اوست

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1940شاهنشهی است عشق که عالم گدای اوست

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1941شیطان دلیر بر تو ز حال خراب توست

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1942محتاج کی به نشأه می چشم مست توست؟

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1943دامن به دست هر که دهی دستگیر توست

16 اشعار

غزل شمارهٔ 1944زان آتشین میی که ز لب در ایاغ توست

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1945رزق وسیع در قدم میهمان توست

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1946پوچ است هر سری که نه در وی هوای توست

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1947لعل لب پیاله می آبدار ازوست

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1948آدم نه ای و روضه رضوانت آرزوست

16 اشعار

غزل شمارهٔ 1949جامی ز خون بی غش منصورم آرزوست

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1950نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست

15 اشعار