غزل شمارهٔ 1926
Toggle stanza 1روشنگر وجود به راه اوفتادن است
11
روشنگر وجود به راه اوفتادن است
در جویبار، سبزی آب از ستادن است
22
رو تافتن ز پیکر خاکی پس از وصول
بعد از نماز پشت به محراب دادن است
33
عرض نیاز خویش به پاکیزه گوهران
لب چون صدف به ابر بهاران گشادن است
44
دست دعا بلند نکردن به وقت صبح
بر سینه دست پیش کریمان نهادن است
55
بر روی غافلان جهان خنده سپهر
از رود نیل کوچه به فرعون دادن است
66
در موج خیز حادثه آسوده زیستن
در رهگذار سیل میان را گشادن است
77
صائب بود به گرد سرش کعبه در طواف
آن رهروی که منزلش از پا فتادن است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

