Toggle stanza 1
طومار زلف شرح پریشانی من است
1

طومار زلف شرح پریشانی من است

آیینه فرد دفتر حیرانی من است

2

موجی که نوح را به کمند خطر کشد

باد مراد کشتی طوفانی من است

3

مو از سرم چو دود ز آتش هوا گرفت

مجنون کجا به بی سر و سامانی من است؟

4

بهر خلاص، ناز شفاعت نمی کشد

آن یوسف غیور که زندانی من است

5

از صحبت غبار بهم رو نمی کشد

آیینه داغ صافی پیشانی من است

6

عریان شدم ز پیرهن سایه و هنوز

عشق غیور در پی عریانی من است

7

صائب چگونه دست ز دامن بدارمش؟

سودای عشق، همسفر جانی من است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور