غزل شمارهٔ 1931

Toggle stanza 1
چشم اثر به گریه مستانه من است
1

چشم اثر به گریه مستانه من است

خط نجات بر لب پیمانه من است

2

چین شکست نیست بر ابروی عهد من

معموره وفا دل ویرانه من است

3

هرگز ملایمت به نگهبان نمی کنم

فانوس داغ جرأت پروانه من است

4

با پاکدامنان نظری هست حسن را

تا آفتاب سرزده، در خانه من است

5

سیل سبک عنان که ز عالم گذشته است

صائب خراب گوشه ویرانه من است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور