غزل شمارهٔ 1983
Toggle stanza 1شرم گناه رهبر توفیق بوده است
11
شرم گناه رهبر توفیق بوده است
عصیان غبار لشکر توفیق بوده است
22
مستان سری که در سر می می کشیده اند
در انتظار افسر توفیق بوده است
33
تبخاله ندامت لبهای آتشین
گوهر فروز اختر توفیق بوده است
44
موج قدح که صیقل زنگ کدورت است
آیینه دار شهپر توفیق بوده است
55
دستی که ناگهان به دعا می گشوده اند
در آرزوی ساغر توفیق بوده است
66
صائب مس وجود ترا ساختن طلا
در دست کیمیاگر توفیق توفیق بوده است
آڈیو
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

