Toggle stanza 1
شرم گناه رهبر توفیق بوده است
1

شرم گناه رهبر توفیق بوده است

عصیان غبار لشکر توفیق بوده است

2

مستان سری که در سر می می کشیده اند

در انتظار افسر توفیق بوده است

3

تبخاله ندامت لبهای آتشین

گوهر فروز اختر توفیق بوده است

4

موج قدح که صیقل زنگ کدورت است

آیینه دار شهپر توفیق بوده است

5

دستی که ناگهان به دعا می گشوده اند

در آرزوی ساغر توفیق بوده است

6

صائب مس وجود ترا ساختن طلا

در دست کیمیاگر توفیق توفیق بوده است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور